فرشته کوچولوی منفرشته کوچولوی من، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

یه انتظار شیرین دیگه

2 ماهگی جوجه ی مامان

الهی مامانی فدای این جوجه ی نازش بشه که روز به روز شیرین و شیرین تر میشه حسابی دلبر شدی مامانی همش دوست داری باهات حرف بزنم توام برای مامانی بخندی توام با صداهایی که از خودت درمیاری یه جورایی با مامان حرف میزنی بعضی وقتا انقد ذوق زده میشی که جیغ میزنی و صداهای عجیبی از خودت درمیاری خلاصه که حسابی با گلپسرم بهم خوش میگذره 18 آبان دو ماهگیت تموم شد جوجه ی مامان توی 32 روزگی ام اولین چکاپی که رفتیم وزنت 4/240 بود دکتر گفت  خیلی خوبه خدا روشکر همه چیزت نرمال و خوب بود بیشتر دوست داری تو بغل مامانی باشی منم وقتی گریه میکنی بغلت میکنم و همش برات شعر میخونم و قربون صدقت میرم بابایی ام که نگو همش برات ضع...
2 آذر 1392

چهل روزگی گل پسرم

جوجوی مامان 28 مهر چهل روزه شدی یه خورده سخت گذشت خیلی وقت کم میاوردم تا تونستم خودم و با شرایط وفق بدم به خاطر همینم وبلاگت و به موقع آپ نکردم چون همه وقتم  با جوجوی نازم میگذره خیلی جیگر شدی عشق مامان گاهی وقتا دل درد میگیری همش گریه میکنی بهت کولیک و هربال میدم اگه اثر نکنه نبات و آبجوش با شیشه کوچولوت میدم که بعد از پستونک عاشق شیشه کوچولوتی چنان با لذت میخوری که آدم هوس میکنه البته اینم بگما عسل مامانی حسابی شکمویی که به گفته ی اطرافیان شکمو بودنت مثل خودمه      ...
1 آذر 1392

((یــــــه ماهـــــــگیت مبـــــارک))

بالاخره جیگر مامان 1 ماهه شدی تو این یه ماه حسابی از وجودت لذت بردیم وقتی خیلی گریه میکنی اشکای مامانیم درمیاری فرشته ی قشنگ زندگیم با اومدنت زندگیمون و خیلی شیرین تر کردی  لحظه   هامون و با گرمای وجوت زیباتر کردی تو یه جمله بگم عشقم  خیلی برامون عزیز و شیرین و دوست داشتنی هستی   کلی موقع عکس گرفتن گریه کردی عسمل مامان آخر گذاشتیمت تو کریرت که آروم شدی   اینجا حسابی خودتو هلاک کردی مامانی   عاشق پستونکی ینی همه چیز و ازت بگیرن ولی پستونکت و نگیرن   ...
21 مهر 1392

خوش اومــــــــــــــــــــدی جینگــــــــــــــــــــرکـــــــــــــــــــــم

بالاخره عشق زندگی مامانــــــــــی اومدی تو بغلم روز چهارشنبه ساعت 12:55 قشنگترین و خوش آهنگ ترین  صدای زندگیم و وقتی پاهای کوچولوتو گذاشتی رو زمین خدا شنیدم فرشته کوچولوی نازنینم ... خدا جونم بهترین و زیباترین و شیرین ترین هدیه تو بهم بخشیدی امیدوارم لیاقتشو داشته باشم هزاران بار شکرتــــــــــــــــــــــــــــــ اسمتم گذاشتیم امیرحسین چون بابایی این اسم و خیلی دوست داشت الهی که نامدار باشی پسرک  قشنگم .... ...
25 شهريور 1392